ع ب د م ص ل ح

فقط برای خدا

ع ب د م ص ل ح

فقط برای خدا

مشخصات بلاگ
ع ب د م ص ل ح

حجت الاسلام والمسلین مرحوم حاج شیخ جواد حسنعلی در سال یک هزار و سیصد هجری شمسی در شهر تفت دیده به جهان گشود.

این عالم وارسته در سال ۱۳۲۴ تحت تاثیر سخنرانی های حجت الاسلام و المسلمین وزیری راه سربازی امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) را در پیش گرفتند و وارد حوزه علمیه یزد شدند و در سال ۱۳۲۶ رهسپار حوزه علمیه نجف شد و نزد حضرات آیات سید علی فانی، محمد تقی عرب، سید محمد باقر درچه ای و غلامرضا باقری به تحصیل پرداخت.

وی پس از دو سال به ایران بازگشت و به توصیه آیت الله شیخ غلامرضا فقیه خراسانی رهسپار حوزه علمیه قم شد و همزمان با تحصیل به تدریس ادبیات و منطق مشغول شدند.

امام جمعه فقید شهرستان تفت در سال ۱۳۵۷ از طرف سومین شهید محراب حضرت آیت الله صدوقی (ره) به امامت جمعه مردم مؤمن و ولایتمدار تفت منصوب گردید .

این سعید فقید و معلم بزرگ اخلاق، در تاریخ نهم دی ماه سال ۱۳۶۳ حکم امامت جمعه ایشان از سوی بنیانگذار جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی (ره ) صادر شد و تا زمان رحلت در این منصب مهم دینی و عبادی و سیاسی به وظیفه خطیر امامت جمعه مشغول بودند.

ایشان به علت کهولت سن و سکته قلبی صبح امروز(۱۳۹۰/۱/۳) دارفانی را وداع گفت.

در پایان نصیحتی را از این عالم بزرگوار نقل می کنم. ایشان می فرمودند:

به قول لقمان حکیم دو چیز را فراموش کن، دو چیز را فراموش نکن:

اگر برای کسی خدمتی کردید فراموش کنید و انتظار تلافی نداشته باشید.

اگر کسی اذیتی و آزاری به شما رساند اونم فراموش کنید در مقام تلافی بر نیایید.

خدا را فراموش نکنید و مرگ را هم فراموش نکنید.

باور نمایید که:

کلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ. [۱]

إنَّکَ مَیِّتٌ وَإِنَّهُم مَّیِّتُونَ.[۲]

برای شادی روح این عالم وارسته فاتحه ای قرائت فرمایید.

[۱]. (هر نفسى چشنده مرگ است) سوره مبارکه أنبیاء، آیه۳۵

[۲].(قطعا تو خواهى مرد و آنان [نیز] خواهند مرد)سوره مبارکه زمر، آیه۳۰


پیوندهای روزانه

هرگز چیزی از شوهرش نخواسته بود...

جمعه, ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۳:۰۰ ب.ظ

هرگز چیزی از شوهرش نخواسته بود. نه که دلش نخواسته باشد، اما همیشه ترجیح داده بود فاطمه شرمنده دلش باشد، تا علی شرمنده فاطمه، این فقط سفارش پدرش نبود، خودش می ترسید شرمنده همسرش را ببیند. این گونه بود که علی با دیدنش همه غم ها را از یاد می برد اما این بار با همیشه فرق داشت. فاطمه به شدت بیمار بود و علی برای بار سوم از او خواسته بود آنچه میل دارد بگوید تا مهیا کند. دوبار از بیان خواسته اش امتناع کرده بود ولی این بار علی او را به حق خودش قسم داده بود. علی کم در دلش عزیز نبود، پس دهان گشود: انار

 علی برای برآوردن نخستین خواسته همسرش از خانه بیرون رفت. چه لذتی داشت دیدن فاطمه هنگام دیدن انار.

بالاخره انار خوشبخت خریده شد و علی به سمت خانه به راه افتاد. بین راه صدایی شنید. بیماری در گوشه خرابه ای می نالید. جلو رفت. سرش را به دامن گرفت و او را نوازش کرد؛

و پرسید: چه میل داری؟ و برای بار اول شنید: انار

چه باید می کرد؟ بین خواست فاطمه و خواست خدا از حلقوم این مرد برخاسته بود کدام را انتخاب می کرد؟ انار را به دو نیم کرد. نیمی برای فاطمه و نیمی برای خدا. نیمه خدا را کم کم در دهان پیرمرد گذاشت. پس از آن دوباره پرسید: چیزی میل داری؟ و شنید نیمه دیگر انار.

اما این سهم فاطمه بود، آن هم برای برآوردن نخستین خواسته اش.

باید انتخاب می کرد بین فاطمه و خدا. فاطمه از او بود، مثل خودش بود. پس با فاطمه همان کرد که با خودش می کرد. بین خدا و خود، البته خدا.

نیمه دیگر انار را هم به پیرمرد داد و با همان حال روانه خانه شد. خدا به علی رحم کرد یا فاطمه نمی دانم؟

کدام سخت تر است؟ مردی شرمنده همسرش شود یا زنی شرمندگی شوهرش را ببیند؟ وارد خانه شد و فاطمه را مشغول خوردن انار دید. اگر علی خدا را فراموش نکرده، خدا چرا باید علی را فراموش کند؟ پس خدا هم با علی مثل خودش معامله کرد. ظرف اناری از طرف علی برای فاطمه فرستاد نه علی شرمنده شد نه فاطمه شرمندگی علی را دید.


  • abd mosleh

نظرات  (۳)

  • سرباز امام خامنه ای
  • به ما هم سری بزن

    سلام

    خدا قوت

    واقعآ اگر ما هم بین خدا و غیر خدا،خدا را انتخاب می کردیم  دیگه هیچ کسی این قدر از مشکلات نمی نالید.اغلب ما همیشه اشتباه می کنیم.کسی که باید عاشقش باشیم رو اشتباه می گیریم.

  • بنای محبوب ( پایگاه نکته های طلایی برای همسران )
  • سلام ... اخیرا مطالب خوبی گذاشتین ، سر فرصت مطالعه میکنیم و با ذکر منبع در وبلاگ بنای محبوب درج میکنیم - البته با اجازه تون ....
    پاسخ:
    سلام علیکم

    خیلی خیلی خوش آمدید!

    البته خیلی وقته که منتظرتون بودیم!!

    اجازه ما هم دست شماست.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی